اشعار عارفانه

ویس قرنی

دیوان اشعار

بر هان امینی

 

مراحل عرفان

ده حقیقت را به نفس خود بدان

پایه های عزت  هر روح و جان

یک حقیقت توبه باشد ازگناه

دومی زهدست به راه پادشاه

هم توکل کردن است به لطف حق

گر نماند در وجود ما رمق

آن مقام دیگری باشد رضا

همچنین صبر است به طاعات و بلا

خالصا لله باید کار کرد

 

همچو یاران رسول در نبرد

پایه دیگری بود خوف از خدا

از مقام بعد از آن باشد رضا

زان به بعد در نور حق کردی فنا

در جوارش تا ابد یابی بقا

توبه –زهد-توکل-رضا-صبر-اخلاص –خوف –رجا- فنا-بقا

 

 

 

 

 

 

 

بهشتی که کنند تعریف آن را

و دوزخ که گرانست مجرمان را

همه در روی تو بینم به وقتی

بخندی یا به خشم آیی جهان را

 

 

تو ز قرآن حکم من گیری من

صاحب قران کند با من سخن

اشتباها شرح قران کنی

رد ایمان از مسلمان میکنی

سنجش و معیار تو عقلت بود

کی ز اتباع طریق نقلت بود

چون بصیرت را بکلی ترد کنیم

بانک خود خواهی به عالم میزنیم

غیر حزب خود همه را رد کنیم

یا همه مشرک یا مرتد کنیم

حق تعالی کی قبول دارد چنین

خود بپنداریم که هستیم بر ترین

 

بر تر از دین خیزد نه خیال

آن کسی برتر بود که یافت کمال

این کمال هم از همه پوشیده است

مر کسی که جز دو چشمش دیده است

 

/ 0 نظر / 13 بازدید